تبسم درختان خشک بی پرنده
و قلب من ...که خون گلی رنگ یک مداد رنگی کوچک ، آن را کشیده بود . با رگهایی که مسیر آبی رنگ یک رود کوچک بودند . و قلبی که لب ساحل سینه به موجهایی که گاه گاهی لب بر لب هم می گذاشتند ... چشم دوخته بود .
|
|
رو به باد ...دستانم را پر پر میکنم گیسوانم را می چینم نگاهم را می شکنم و پاهایم را در خاک فرو می کنم ... بیا ...بیا و دستان کوچکت را بر روی زخم هایم بگذار ... این خون که تلف می شود ...به قلب پر برکت تو راهی نمی جوید ... نظرات شما عزیزان: |
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com |